بی حسی

خرید بک لینک

گفتم بمان، اما رها کردی دلم، غمگین وشیدا
چشمم به دنبال نشانی از خیالت گشت دریا

بارفتنت فرتوت گشتم در اوان نوجوانی
عقلم ولی کامل شدوپخته ز بعد آن قضایا

رفتی ولی دانم که دانی این زمین گرد است و دوار
روزی دلت در پیش چشمانم کند دائم تقلا

روزی که اندوه وپشیمانی عیان گردد ز رویت
روزی که گریان و پریشان میشود چشمان شهلا

روزی اگرچه دیر اما قدرعشقم رابدانی
روزی که میخوانم ز چشمانت گدایی و تمنا

تلخ است اما باغ احساس دلم خشکید و پژمرد
دیوانه بودم هرچه بودم دل بشد سنگ بخارا

وقتی که برگردی تو عاشق نیستی،هستی پشیمان
آخر مگر عاشق رهایت میکند حیران و تنها؟


ف.مرتضے
@fmorteza1992

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۹ساعت 10:34 توسط فاطمه مرتضایی |
مادر...

ما را در سایت مادر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 82 تاريخ: پنجشنبه 9 بهمن 1399 ساعت: 19:28

صفحه بندی